|
ه
آره زندگی واسه خودمم تلخ چه برسه به خانوادم
من نمیتونم بگذرم هیچ وقت از خانوادم
واس همین بین رپ و زندگیم فاصله دادم
میبینم چه روزای سردی هست در انتظارم
وقتی که پولی ندارم کی میرسه به دادم؟
اصلا من نمیدونم کی غمناکم کی اا شادم
دیگه نمیخونم تا خدا برسه به دادم
دارم از خانوادم میزنم واس رپ فارسی
ولی ندیدم تو این 5 ساله من چیز خاصی
کاری واس مادرم نکردم تا اونجا که یادم میاد
در صورتی که خرج اموراتمم بهم میداد
تو این ایران لعنتی کارم داره ایراد
باید یه روز ترکش کنم هرچند دوسش دارم زیاد
بعد از این همه تمرین حسابمون کردن یه سگ
واس همین رپ فارسی پایینه تو چرخ و فلک
گوش کنین فایده نداره توی تاریکی بزک
هنرمندایی مثل ما باید برن به درک
اما من نه دیگه نمیتونم رپ بخونم
چون که کارد زندگی رسیده به استخونم
یه روز میام میگم که منم کسی شدم
اونوقت میتونم که با سرافرازی رپ بکنم
یه روز تو اتاق با قلم و کاغذم تنها بودم
داداش کوچیکم گفت بازی کنیم گفتم برو اونور
بعدش کتکش زدم اونو به انباری بردم
داد زدم چرا میای تو خراب میکنی متنم؟
با چشمای گریونش گفت که هنوز من یه بچم
حالا می فهمم که با این کار من خودمو زدم
از همه خاطراتم من به هم می خوره حالم
دیگه از مجرم شدن و زندان موندن بیزارم
راه رفتن تو مسیری که هیچ وقت نداره پایان
می خوام که ببینم ببینم من بهار باران
توبه کردم واس هرچی بدی کردم به دیگران
فهمیدم که دنیای مادرم بوده بیکران
تمام آوزهام تو این چند ساله ثابت بود
اما مامان بدون رضا این شعرو به عشق تو خوند
لعنت به خاطرات تلخ از نو می سازم یه سقف
بعد میام دوباره میخونم و می نازم به بخت
اما من نه دیگه نمیتونم رپ بخونم
چون که کارد زندگی رسیده به استخونم
یه روز میام میگم که منم کسی شدم
اونوقت میتونم که با سرافرازی رپ بکنم
قاب یادگار خانوادم شکسته بی شک
تمام تیکه خورده هاشم رفت به سمت درک
تو خونه یکی شدنم ندیدم طعم نمک
سر قبر روح مردمم نکشیدم سرک
ببین با جسم بی روحم می شه باز ادامه داد
باید مقابله کنم جلوی ادامه باد
مادر تو نگاهت مانند دریا بی انتهاست
جادوی وجود تو منو کشوند هرجایی خواست
با این وضعیت وجود من تو رپ مثل رویاست
باید مدتی نخونم تا که پر شه کم و کاست
خداست که ناظر دنیاست
نا به جاست به همون خدا ظلمه به ما
لحظه ی وداست
اشک تو چشامه رضا چرا اینجاست؟
میسپرم دست تقدیرم هرجور خودش خواست
واسه پول آرزوی داشتن یه پل عبور
مجبور بودم با عشق نافرجام بمونم به زور
اما نور بدون گرمایی ازش دارم دور
عادت سیاهیه بیش از حد چشمو کرد کور
عشق و شور دستمو باز گرفت و کرد توی گور
حتی شیطان نپرسید چرا اینجا داری حضور
بد موندم توی زندان
شبا عذاب وجدان
منع از آزادی بزرگترین شکنجه ی انسان
حس خودکشی و رسیدن به بن بست زمان
مرگ دسته جمعی که هنوزم مونده تو ابهام
اما امیدی که باز منو نگه داشت رو پاهام
همیشه همین بود وجود گرم هوادارام
میرم و یه روزی میام خیلی زود با انفجار
پس تا امید اون روز فعلا خدا نگهدار
اما من نه دیگه نمیتونم رپ بخونم
چون که کارد زندگی رسیده به استخونم
یه روز میام میگم که منم کسی شدم
اونوقت میتونم که با سرافرازی رپ بکنم
نوشته توسط:امین هاشمی(naks
|